جمال الدين محمد الخوانساري

312

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8520 من اشتغل بما لا يعنيه فاته ما يعنيه . هر كه مشغول گردد به آن چه مهمّ ودر كار نباشد أو را فوت شود از أو آنچه مهمّ ودر كار باشد أو را ، مراد منع از مشغول شدن بچيزى چند است كه پر ضرور ودر كار نباشد واين كه مشغول شدن به آنها باعث فوت أموري مىشود كه ضرور ودر كار باشد ، زيرا كه أمور مهمّه از علم وعمل بسيارست وأوقات آدمي آن قدر نيست كه وفا بهمهء آنها بكند وزياد آيد كه در غير آنها صرف كند پس هر چه در غير آنها صرف كند بقدر آن از أمور مهمّه فوت شود از أو . 8521 من طلب من الدّنيا ما يرضيه كثر تجنّيه وطال تعدّيه . هر كه طلب كند از دنيا آنچه را خشنود گرداند أو را بسيار شود تجنّى أو ودراز كشد تعدّى أو ، « تجنّى » بمعنى چيدن ميوه است وظاهر اينست كه مراد در اينجا چيدن گناه باشد ، وممكن است كه بمعنى انداختن خود در گناه نيز آمده باشد وآن مناسب است ، وبمعنى بستن گناه بر كسى نيز آمده ودر اينجا بآن معنى نيز مىتواند بود باين كه در بارهء حكّام فرموده باشند كه : هر كه از ايشان طلب كند از دنيا آنچه را خشنود سازد أو را بسيار شود تهمت زدن أو مردم را بگناه از براي ظلم وتعدّى أو . 8522 من عزف عن الدّنيا أتته صاغرة . هر كه برگردد از دنيا وبىرغبت باشد در آن بيايد دنيا أو را خوار ، چنانكه مكرّر مذكور شد . 8523 من رزق الدّين فقد رزق خير الدّنيا والآخرة . هر كه روزى داده شده ديندارى پس بتحقيق كه روزى داده شده خير دنيا وآخرت . 8524 من أخطأه سهم المنيّة قيّده الهرم .